معلمه سر كلاس ميپرسه: كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسحاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه: آخه هر شب مامانم به بابام ميگه: بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه
ترکه سس مايونز موشکي دلپذير ميخوره پرواز ميکنه ميره فضا نفس کم مياره ميميره
نامه جديد احمدي نژاد به جرج بوش: اگر خورشيد را در دست راستم نهيد و ماه را در دست چپم هر گز نتوانيد انرژي هسته اي را از من بگيري!
زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند، زيرا آنها سن خود را تقسيم بر دو و قيمت لباسهايشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه ميكنند و پنجاه سال هم بر سن دوستان خود ميافزايند
يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم!
ترکه داشته با خرش شطرنج بازي ميكرده، يكي ميبينه و ميگه: عجب خر باهوشي! ترکه ميگه: نه، زياد هم باهوش نيست، تازه يك يك شديم
علم ثابت کرده که شکر در اب حل ميشه.پس هيچوقت زير بارون راه نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم
عشق زيباست که پر از اشک باشد ، اشک ز يباست که براي عشق باشد ، عشق زیباست که براي تو باشد ، تو ز يبايي که براي من باشي
در کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن رفتم ..رفتی.. رفت ساکت میشوم میخندم ولی خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من میخندم و میگویم.. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
لاته ميره قهوه خونه داد ميزنه:عباس كيه؟بياد جلو ميخوام دهنشو سرويس كنم. تركه ميره جلو لاته تا ميخوره ميزنتش.جميعت ميبينن لاته داره تركرو ميتركونه ميرن جلو از دست لاته بگيرنش تركه ميگه:ولش كنيد بابا.بذاريد بزنه من كه عاباس نيستم
يه باريه مرده با زنش قهر ميكنه زنگ ميزنه ميگه خانم غذا چي داريم. خانمه با عصبانيت ميگه زهر مار . مرده ميگه خوبه خواستم بگم من ناهار نميام!خودت بخور
به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون
به رشتيه ميگن بچه داري؟! ميگه: والله من نه، ولي خانم داره
زندگی سه راه بیشتر نیست . 1- پاکی 2- پوچی 3- پلیدی . تا تو کدام را بپیمایی؟؟!!! .
خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو که اداره کنه؟
اگه استاد ریاضی بودم. به تو اثبات مي کردم که چگونه شمع نگاهت از مرکز قلبم عبور ميکند. اگه استاد بهداشت بودم اثبات ميکردم که تو از همه پاک تری. اگه استاد دين بودم به تو ميگفتم: بعد از خدا تو را مي پرستم. اگه استاد جغرافیا بودم. مي گفتم: بهترين جاي دنيا آغوش گرم توست. اگه استاد زبان بودم به سادگی ميگفتم
تركه تو توالت غش ميكنه وقتي بهوشمياد ميگه: منكيم اينجاكجاست كي منو ریده؟
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه مگه نه
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:8 توسط
|