از امشب ، صبح هم ، هر روز همگام تو خواهد بود
طلوع آفتاب از مشرق بام تو خواهد بود
سرور کودکی ها و غرور شاعری هایم
همه در سایه ی انعام و الهام تو خواهد بود
در این دنیای بی نیلوفر و غوغای شور و شر
دل طوفانی ام ، بودای آرام تو خواهد بود
دگر سوگند من ،در لحظه های صادق مستی،
، به نام با شکوه تو قسم ! ، نام تو خواهد بود
شگفتا کیستی ؟! پیغمبری در هیئت یک مرد
که ترویج گل و لبخند ، پیغام تو خواهد بود
لبم را جرعه ای از خویشتن نوشاندی و ، اینک
تمام مستی ام ، لبریز از جام تو خواهد بود
قسمت نمی شه انگار دست تو رو بگیرم
برای آخرین بار برای تو بمیرم
گریه نکن که اشکات برای من یه درده
تحمل غم تو منو دیوونه کرده
هیشکی مثه من تو رو دوست نداره
اینو از تو چشام می تونی بخونی
تو بودی جونم و عمرم و کسی که می خواستم
قسم راستمو که می خوای بدونی
واسه ی عشق تو همه چی دادم
به جز غرورم و که اونم رفته به باد
بود و نبودم و همه وجودم و واسه تو دادم
تو می گی منو نمی خوای