آروم آروم رفته بودی
تو از دلم کنده بودی
انگار نه انگار که یه روز
تو با دلم مونده بودی
آروم آروم با دلم از تنهایی ها گفته بودم
همون دلی رو که یه روز خودم بهت بسته بودم
دل میگه مهربونی رفیقی همزبونی
من میگم آخه من چی همه اش به فکر اونی
دل میگه آروم بگیر به این یکی خو بگیر
من میگم روی خوش تو نشون نده ، رو بگیر
دل میگه همنشینه رفیقه دل نشینه
من میگم عادتت شد دشمن خوش نشینه
آروم آروم گریه کردم از بخت بد شکوه کردم
از تو پیش دل تنها بد گفتم و گله کردم
دل میگه سهم من چی مرهم درد من چی
رفته بهار عمر پس آرزوهای من چی
من میگم باشه یکبار برای آخرین بار
اونم به خاطر تو می بخشمش من اینبار
یک شاخه گل خونه بفرست سبد سبد بوسه بفرست
بگو که بی تو میمیرم پیغوم بده نومه بفرست
صدایت می کنم با اشکهایم ای نگار من
بیا امشب به بالین نگاه سوگوار من
ببین اینجا میان سایه های مبهم تردید
ترا می خواند این آشفته قلب بی قرار من
منم مجنون ترین لیلی که در آیینه ی حسرت
خیال با تو بودن زنده ام می دارد یار من
تویی تنها که می فهمی خزان چشمهایم را